زین اب

میلاد زین اب
حضرت زینب کبری (س) مبارک
فعلا

میلاد زین اب
حضرت زینب کبری (س) مبارک
فعلا
کوچه لره سو سپ میشم
یار گلنده توز اولماسین

بیایید کوچه دلهامان را آب و جارو کنیم
شاید قدمی نهد یار
چو نی ناله دارم ز درد جدایی
امان از جدایی فغان از جدایی
قفس به بود بلبلی را که نالد
شب و روز در آشیان از جدایی
انتظار وظیفه است
اما ...
وظیفه انتظار نیست !
استاد شهید مرتضی مطهری
به جهت نزدیکی محل اقامت؛ وقتي از باب الجواد وارد صحن جامع رضوي مي شوي، آرامش عجيبي فرا ميگيردت ، نسيمي كه بوي يار را به مشام جان مي رساند؛
هر قدم كه به جلو برميداري دلت سنگين تر مي شود.
باور اينكه اجازه يافته اي تا فرسنگها راه را طي كني و خودت را برساني به مشهدالرضا با هر قدمي كه به جلو مي اندازي برايت راحت تر مي شود.
...
دلنشيني حضور آن زمان برايت قابل باور مي شود كه ايستاده اي رو در روي ضريح
دست به سينه
و سلام مي دهي
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا (ع)
السلام عليك يا غريب الغربا
السلام عليك يا معين الضعفا
انگار موج ها به ساحل رسيده باشند
ضربان قلبت را با تمام وجود و در سرتاسر اين تن خاكي حس مي كني
گويي تمام وجودت اجازه ورود مي خواهند ...
زائري باراني ام آقا به دادم مي رسي
بي پناهم خسته ام آقا به دادم مي رسي
يك آن تلاطم قطره هاي اشك را حس مي كني كه بي اجازه ات؛ شروع به باريدن مي كنند
ديگر اجازه هيچ چيز دست خودت نيست
پاها سنگيني عجيبي را حس مي كنند
بي اختيار گوشه اي مينشيني روبروي درب ورودي ؛
زائران را به ناچار ميبيني ؛ وقتي كه مقابل چشمان تو و ضريح را براي عرض سلام پر مي كنند.
هنوز دلت رضا نمي دهد تا وارد شوي بر مجاورت ضريح رضاي اهل بيت
بي اختيار بلند مي شوي و باز ميگردي
اينجا مشهد الرضاست

پ.ن:
انشالله اگر فرصتی دوباره پیش آمد
دلنوشته هایی با آقا را تقدیمتان خواهم کرد.
فعلا