دعا می کنم ...

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

 در انحصار قطره های اشک نبینم

 و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد 

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم 

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

 و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم 

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

 که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

 و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

 

گاهی ...


عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود

                      گاهی ...

                              تمام من به تو تبدیل می شود



کاش و باز هم کاش ...

در حسرت دیدار دوباره !!!


پنجره ...

الهی ...

عاشقان پنجره باز است ...

و سفره نیز

سفره ای به میزبانی خدا

سفره ای که همه ما دور آن جا می شویم

مانده فقط اشتهای مان

و اینکه چقدر از این سفره با برکت بهره مند شویم

همین !