چقدر وقت بود که نبودم
سلام
خواستم بنویسم خیلی وقته نبودم
دیدم مطلب قراره تکراری بشه
چون هی من نیستم و هی زمان داره جلو میره
و باز هی من نیستم ...
بعد از سال ها سر زدم
یاد خاطرات گذشته و تلخی و شیرینی هاش دوباره زنده شد
خاطرات زیبایی برام مرور شد
اردوهای راهیان نور
حج عمره دانشجویی
تشکیل خانواده و عبور از مجردی
سربازی در دوران نامزدی
و
و
و
الان که دارم به خودم نگاه میکنم
دو تا فسقلی پر شور و حرارت به زندگی مون اضافه شدن ![]()
و شوق بزرگ شدن اوناست که تکونم میده
و به جلو می کشه
**امیرطاهای گلپسر که امسال میره کلاس اول
که البته با این بیماری کرونای عالمگیر دیگه کلاس نمیره، کلاس میاد تو خونه ش :)
**و سارای شیطون بلا که ماه بعد چهارساله میشه
با شلوغی های مخصوص خودش :))
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ ساعت 8:29 توسط دابل وحید
|
این منم در آینه یا تویی برابرم