مرا از جمعه ها آغاز کن ...
مرا از جمعه ها آغاز کن،از شنبه بیزارم
که از حس غریب و مبهم آدینه سرشارم
من تعطیل چشمان شما - نه - بر نمی گردم
خدا هم خواسته، پس من کیم تا دست بردارم؟
و اعجاز شما در جمکران، معراج شعری شد
که بعد قله اش هرگز نخواهد شد پدیدارم
غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا!
کمی تعجیل کن، آشفته از این جمعه بازارم
به شوقت چشم های خسته را تا عشق می آرم
از اینجا می رسی؟ باشد.......بگو تا چند بشمارم؟
گلاب و عطر خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه می کارم
برایم هفته از دیدار تو ، آغاز می گردد
مرا از جمعه ها آغاز کن،از شنبه بیزارم
با سلام
این شعر رو تو یه وبلاگ دیدم
خیلی به دلم چسبید
صبر نکردم تا جمعه بیاد و بذارمش تو وبلاگ
التماس دعای شدید شدید
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت 10:52 توسط دابل وحید
|
این منم در آینه یا تویی برابرم